مهدی وثوق نیا

تاكيد خاصي بر ايراني بودن اثرم ندارم

گفتگو با مهدی وثوق نیا

مهدي وثوق نيا، سال 1350 در قزوين به دنيا آمد. او از جمله عکاسانی است که آثارش برای شرکت در فستیوال «شش هفته با هنر ایران» انتخاب شده است. او خودش را چنین معرفی می گند:«سال هاي علاقه من به تصوير به دوران نوجواني بر مي گردد. اما شروع كار من به واقع به تابستان سال 1367 است  كه من در كلاسهاي تابستاني انجمن سينماي جوانان ثبت نام كردم و همزمان وارد هنرستان رشته گرافيك نيز شدم. در ابتدا با عكاسي پايه شروع كردم و يكسال بعد در كنار داستان نويسي و فبلمنامه نويسي چند تجربه در زمينه كارگرداني و فيلمبرداري چند فيلم كوتاه داشتم . بعد صرفا عكاسي را دنبال كردم و سعي كردم بيشتر در شاخه عكاسي مستند فعاليت كنم. من بيشتر كارهايم را بصورت تك عكس عكاسي مي كردم. اولين تجربه من در رابطه با مجموعه عكس «زلزله گيلان» در سال 1369 بود.  بعدها با برگزاري نمايشگاه هاي انفرداي تجربه هايي نيز در عكاسي فاين آرت داشتم. سال 1376 وارد دانشگاه در رشته عكاسي شدم  تا بتوانم چيزهاي تازه تري بياموزم . در اين سالها در مجله تخصصي عكس و دوربين عكاسي  نيز مشغول به كار شدم . سال 1377 شروع فعاليت من در زمينه تدريس بود و از آن سال تا حال بصورت جدي تدريس در زمينه عكاسي پايه، مستندو نقد عكس مي كنم . حاصل فعاليت من در اين سالها 10 نمايشگاه انفرداي و بيش از 20 نمايشگاه گروهي است .»

 

در چه رشته ای تحصیل کردید؟

فارغ التحصيل هنرستان در رشته گرافيك و همينطور فارغ التحصيل كارشناسي عكاسي هستم .

 

از چه زمانی شروع به فعالیت کردید و یشتر روی چه موضوعاتی کار می کنید؟ از چه متریالی استفاده می کنید؟

من از سال 1367 با كلاسهاي آزاد عكاسي در شهرم شروع به فعاليت در زمينه عكاسي كردم. بيشتر علاقه من كار روي نقش انسان معاصر ( ترجيحا ايراني ) در جهان امروز است. و در اين زمينه در گرايش مستند و فاين آرت فعاليت مي كنم. در گذشته عموم عكس هايم با سيستم آنالوگ و به صورت سياه وسفيد بود ولي در حال حاضر بيشتر با سيستم ديجيتال كار مي كنم.

 

تا کنون در چند نمایشگاه داخلی و یا خارجی ( گروهی یا انفرادی) شرکت کردید؟

من 10 نمايشگاه انفرادي داخلي و بيش از 20 نمايشگاه گروهي داشتم و از ميان نمايشگاه هاي گروهي 2 نمايشگاه خارجي داشتيم.

 

چه تعداد و کدامیک از آثار خود را در این فستیوال به نمایش گذاشتید؟

سه عدد از مجموعه عكس «گراند هتل» كه در سال 1388 نمايشگاه برگزار كرده بودم را در اين فستيوال شركت داده ام .

به نظر شما دغدغه‌هاي معاصر هنر خصوصا در رشته شما چیست و هنر چه تاثیری در جوامع امروزی دارد؟

در رشته من يعني عكاسي، با توجه به اينكه از نظر تكنولوژي به سمت عكاسي ديجيتال رفت سيل زيادي از عكاسان را بر آن  داشت تا به مسائل انسان در جهان  معاصر بپردازد. تركيب عكس در كامپيوتر نيز كمك كرد  تا فتو مونتاژ هاي خاصي با مفهوم بسيارعميق در اين سالها توليد شود. مهمترين دغدغه عكاسان معاصر در گرايش هاي مختلف اين رشته به تماشا در آوردن سرگشتگي‌ها، تنهايي‌ها و هراس هاي انسان مدرن امروزي است. در بسياري از آثار جديد مي بينيم كه عكاسان خود از موضوع عكس هاشان قرار داده اند و اين بدان خاطر است كه احساس ميكنند آنها با بيان ماسئل خود در غالب عكس مي توانند احساس همزاد پنداري در بيننده داشته باشند.

در آثارتان چقدر از عناصر ایرانی و یا غیر ایرانی استفاده می کنید؟ آیا اصلا تاکیدی دارید که اثر شما رنگ و بوی ایرانی داشته باشد؟

من در سالهاي اخير، بسيار زياد از عناصر ايراني استفاده مي كنم. به غير تعدادي از كارهايم بيشتر موضوعات من چه در زمينه مستند و چه فاين آرت به ايران مي پردازد. تاكيد خاصي بر ايراني بودن اثرم ندارم و فكر نمي كنم به واسطه ايراني بودن اثرم بهتر مي شود و اتفاقا با جو حاكم در جهان هنر ايران را  بصورت سطحي نگاه مي كنند مخالف هستم . نكته من اين است كه من اگر به كشور و عناصر ايراني مي پردازم بيشتر بخاطر شناختي است كه من نسبت به موضوع خودم دارم. من مي تواني از چيزي صحبت كنم كه با آ» آشنا و يا بهتر بگويم در زندگي من بوده است.

 

تا چه اندازه کارهای افراد شناخته شده در حوزه کاری خودتان را ( از اعم از ایرانی و غیر ایرانی ) دنبال می کنید؟

بسيار زياد دنبال مي كنم. با توجه به تدريس در بخش تجزيه و تحليل عكس و كلاس هاي انجام پروژه  بسيار در اين زمينه وقت مي گذارم و هنرجويان بسيار علاقمند ديدن آنها هستند. بيشتر اين كارهاي غير ايراني و تعدادي نيز ايراني است.

 

فکر می کنید برپایی چنین فستیوال هایی تا چه اندازه می تواند در شناساندن هنر ایران و هنرمند ایرانی موثر باشد؟

به نظرم اگر بصورت دوره اي  ( شما برگزار مي كنيد) و با زوم خاصي جلو برود بسيار خوب است . نكته مهم به نظرم اين است كه در اين سالها «هنر خاص هنرمندان ايران» به دور از دغه غه هاي سياسي ديده نشده است. اكثر جاها بيشتر آثار به نقد مسائل سياسي ايران است كه در اندازه خود مي تواند خوب باشد ، اما مابقي آن ديگر تكرار و صرفا نقد است. و اين در حالي است كه تعداد زيادي از هنرمندان ايراني كارهاي بسيار فاخري در هنر دارند كه تاريخ مصرف ندارد و اثري زيبا براي دين است.


به نظر شما نقاط قوت و پیشبرنده چنین فستیوال هایی چه میتواند باشد.

به نظر من اطلاع رساني خوب در ايران، فراخوان كامل و گويا، داوران شناخته شده و چاپ كاتالوگ مناسب مي تواند نقاط قوت و پيشبرنده اين حركت ها باشد.